خرید بک لینک
دلم میخواد تملکاتمو کم کنم ولی هرروز بهشون اضافه میشه ک کم نمیشه انگار تو وادی ذهن من تاریخ انقضا معنا نداره هربار ک ی سری لباسامو میذارم ک بریزم دور باز یکی یکی برشون میدارم من واسه وسایلمم همینطورم و حتا آدمای زندگیم من توانایی دور ریختن هیچ چیزو ندارم +ی حس کثیف ذهنمو آلوده کرده... ی فکر مریض داره مثل خوره مغزمو میخوره... ی نفس سرکش داره همه ی زحماتمو ب باد میده من تو این دنیا تو این لوکیشن ت

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 1:39

فکر نمیکردم ی روز درباره ی تو فراموش کنم فکر نمیکردم حواس پرتی هام تا اینجا قد بلندی کنن فکر نمیکردم ی روز اینجوری برنجونمت توجیحه ک بگم تا صبحش یادم بود و از یک ماه قبل روز شماری کردمو... توجیحه ک بگم از خستگی و دویدن توی این درمانگاه خودمم یادم نمیمونه... توجیحه ک بگم از شرمندگی هیچ پیامی بهت ندادم از لحظه ای ک فهمیدم بغض ولم نکرده و اشک تو چشام میدوه... هیچکدوم ازینا جبران نیس و هیچ جبرانی هم

برچسب: نویسنده: حمید باقری تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 22:19

صفحه بندی